حسن سيد اشرفى
467
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
شده ولى حدوث آن در گذشته موجب مىشود الآن نيز كه متلبّس به مبدأ وصف نبوده صدق ظالم بر او بشود . حال چه مشتقّ براى خصوص متلبّس وضع شده باشد يا براى اعمّ . بنابراين ، صدق مشتقّ با اين فرض ، متوقّف بر اين نيست كه مشتقّ ، موضوع براى اعمّ باشد . 430 - آيا اخذ عنوان ظالم در آيهء شريفه به نحو قسم اوّل يعنى قسم اخير در عبارت مصنّف كه قسم سوّم از اقسام سهگانه بوده مىباشد يا به نحو قسم دوّم از اقسام سهگانه و چرا ؟ ( و لا قرينة . . . النّحو الثّانى ) ج : مىفرمايد : اوّلا : روشن شد ؛ هر دو قسم احتمال دارد و با وجود احتمال هر دو قسم ، ديگر اعمّى نمىتواند به اين وجه استدلال كند . زيرا استدلال به وجه سوّم كه استدلال امام عليه السّلام به آيهء شريفه بوده وقتى تمام است كه اخذ عنوان ظالم در آيهء شريفه به نحو اوّل يعنى نحو اخير كه قسم سوّم از اقسام سهگانه بود باشد و نه قسم دوّم . درحالىكه قرينه نداريم بر اينكه اخذ عنوان ظالم در آيهء شريفه به نحو قسم سوّم باشد . ثانيا : مىتوان گفت ؛ قرينه قائم است بر اينكه اخذ عنوان در آيهء شريفه به نحو دوّم مىباشد . يعنى اخذ عنوان ظالم در آيهء شريفه اشاره به علّت بودن مبدأ براى حكم دارد مبنى بر اينكه دخالتش در ثبوت حكم بر موضوع و بقاء آن به نحو حدوثى مىباشد . بنابراين ، استدلال متوقّف بر ثبوت وضع مشتقّ براى اعمّ نبوده بلكه با قول به وضع مشتقّ براى خصوص متلبّس نيز استدلال تمام و صحيح است . 431 - قرينه بر اينكه اخذ عنوان ظالم در آيهء شريفه به نحو قسم دوّم بوده چيست ؟ ( فانّ الآية . . . بالظّلم اصلا ) ج : مىفرمايد : آيهء شريفه در مقام بيان جايگاه و قدر و منزلت خلافت و امامت و عظمت شأن و جايگاه رفيع آن بوده و اينكه اين منصب از بين مناصب الهى داراى خصوصيّتى است كه براى ديگر مناصب الهى مثل منصب تبليغ و مانند آن نمىباشد . بنابراين ، به